تبليغاتX
پشت و رو

 

شايد اگر به سايتهايي كه اطلاعاتي در مورد نحوه وبلاگ نويسي ميدهند و يا به كتابهايي در اين زمينه رجوع كرده باشيد، مهمترين عوامل موفقيت يك وبلاگ را به اين ترتيب مشخص كرده اند: 1 – ظاهر و پوسته سبك و مناسب با موضوع وبلاگ  2 – انتخاب سبك نگارش و فونت يكسان در پست ها 3 – پستهايي با اندازه هاي متناسب با موضوع و عدم بيش از حد طولاني يا كوتاه كردن پستها و معيار هايي از اين قبيل.

 

حال جاي بسي تاسف و تعجب دارد كه بگوييم معيار هاي وبلاگ نويسي – و به تبع آن استقبال از يك وبلاگ -  در ايران وارونه ي اين معيارهاي طبيعي و پذيرفته شده است. مثلا:

 

-          شما ميتوانيد يك پوسته حجيم همراه  با انواع عناصر گرافيكي را آنهم براي يك موضوع غير مرتبط به كار ببريد، ولي بازديد بالاي هزار داشته باشيد! ولي ممكن است پوسته بسيار سبك تر و مطالب همگنتري را بكار ببريد ولي روزي 10 بازديد هم نداشته باشيد.

 

-          جنسيت وبلاگ نويس مهم است. دختران وبلاگ نويس عموما از اقبال بلندتري در نزد بازديد كنندگان و كامنت گذاران وبلاگها برخوردار هستند. دليلش را هم كه همه تان ميدانيد. اگر فقط بازديد و استقبال برايتان مهم است ميتوانيد جنسيت مجازيتان را تعويض كنيد و با گذاشتن يك نام دخترانه آب و تاب دار كلي بازديد و كامنت براي خودتان جذب كنيد!

 

 

-          اگر اصل بالا را به خوبي اجرا كنيد، ميتوانيد اميدوار باشيد كه حتي براي يك پست تك جمله اي كلي كامنت داشته باشيد. مثلا وبلاگي ديدم كه در يك پستش فقط نوشته بود: "خدايا....." و براي همين 20 تا كامنت در تفسير كلمه "خدايا...." نوشته شده بود!

 

-          كيفيت مطالب آنقدر ها مهم نيست. ممكن است چون آدم تو دل برويي (از نظر نوشتاري) باشيد، بي در و پيكر ترين مطالبتان هم هوادار و بازديد كننده و كامنت داشته باشد. ولي اگه بخواهيد آدم جدي اي باشيد و مفيد ترين مطالب را هم در وبلاگتان قرار بدهيد؛ از نظر بازديد و كامنت گذاري شرمنده اتان هستيم! بايد راههاي جذابيت اينترنتي را بلد بود! مطلب مفيد ارزاني خودتان! اگر جذاب باشيد آنگاه ميبينيد كه طرفداران مطالبتان روز به روز بيشتر هم ميشود! (1)

 

-           ايرانيها عاشق مطالبي با چاشني خود زني و "من امشب ميمرم" و "من شكسته ام" و "من در قبرم خوابیده ام" و "آمدنم بهر چه بود" و اين قبيل حرفها هستند. ميتوانيد يك وبلاگ بزنيد و همينطور از خودتان داستان بدبختي و سياه بختي تعريف كنيد.  در همان روزهاي اول اگر خوب تبليغ كرده باشيد بازديد بالاي 100 روي شاختان است!

 

-          يك صفت ديگر ايرانيها بزن در رو بودنشان است. اگر مفيدترين مطلب عالم را هم در وبلاگتان گذاشته ايد كه به درد خيلي ها ميخورد؛ انتظار كوچكترين تشكر و يا حتي كامنت خشك و خالي را نبايد داشته باشيد. كسي كه ميايد و استفاده اش را از وبلاگتان ميكند، چه لزومي دارد كه بيايد و از مطالبتان تشكر هم كند؟ بيكار كه نيست!؟ خب مطلب مفید پست نمیکردید!

 

-          اهميتي به سبك بودن وبلاگ ندهيد! وبلاگهايي وجود دارند كه تمام پستهايشان را در همان صفحه اول قرار داده اند و یا تصاویر اندازه پشت زمينه دسكتاپ را همانطور بدون ريسايز در وبلاگشان گذاشته اند! شايد باز كردن اين  وبلاگ ها(كه شايد بيش از دهها پست در صفحه اول داشته باشند) با سرعت اينترنت معمولي يك ربع طول بكشد! ولي مهم نيست، آنها به خوبي بازديد دارند و كسي هم در اينزمينه بهشان تذكر نميدهد و اين بار برعكس مورد قبلي تشكر از زمين و زمان براي نويسنده نازل ميشود!

 

-          دست آخر و در يك جمع بندي ميتوانم بگويم اگر دو اصل «جنسيت» و «تو دل برويي» را كه ذكرشان رفت مانند يك بازيگر ماهر بتوانيد در وبلاگتان پياده كنيد(صداقت را بگذاريد دم كوزه و آبش را براي رفع تشنگي بنوشيد) ، صرف نظر از موضوعي كه ميخواهيد داشته باشيد(كه ميتواند از صحبت در مورد حيوانات اهلي گرفته تا بررسي فيزيك كوانتوم و يا دانلود رايگان موسيقي لس آنجلسي و يا حتي نوشتن يك جمله درباره وضع هوا!) ميتوانيد مطمئن باشيد كه وبلاگ موفق!! و پربازديد و پركامنتي خواهيد داشت!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

(۱) البته اصل خوشرفتاری خود یکی از اصل های مفید وبلاگ نویسی است، ولی متاسفانه معیار بسیاری از بازدید کنندگان وبلاگها "صرفا" همین اصل است و اصلا مطلب مفید و غیر مفید که شیرازه ی فعالیت یک وبلاگ است برایشان مهم نیست!!

 

 

نوشته شده توسط علیرضا  | لینک ثابت |

سينماي لفظ قلمي ايران سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 16:24

 

شايد هر انسان عادي بيننده فيلمها و سريالهاي تلوزيوني متوجه اين مساله باشد كه در هنگام تهيه و كارگرداني يك فيلم از روي يك متن – يك فيلمنامه يا داستان – لزوم تبديل و به اصطلاح پالايش متن براي استفاده گفتاري و بصري در فيلم امري اجتناب ناپذير هست. وقتي مثلا از روي يك كتاب فيلمي را توليد ميكنيم نميتونيم دقيقا همان ديالوگهاي متني كتاب رو براي بازيگران به كار ببريم. خصوصا اگه قالب كار اجتماعي و در سطع زبان عامه و محاوره اي باشد.

متاسفانه نكته اي كه در سينما و سريالهاي تلوزيوني شاهدش هستيم مبين اين مطلب هست كه دست اندركاران و خصوصا كارگردانان اين برنامه ها توجهي به اين مطلب ندارند. اگر به عنوان مثال يك شعر 4  5 بيتي مناسب حال و هواي يك قسمت از فيلم يا سريال باشد لزومي ندارد كه ان را به زور به دهان يكي از كاراكتر ها بدهيم تا اون شعر يا قطعه رو وسط يك فيلم و سريال اجتماعي و محاوره اي دكلمه كند! در حالي كه بارها شاهد اين مطلب بوده ايم؛ مثلا در يك صحنه كه كسي كلي گرفتاري هاي بالا و پايين اجتماعي دارد لبه پنجره اش مينشيند و شعري از فلان شاعر در رثاي گرفتاري و نداري دكلمه ميكند! تازه اينها اكثرن در سريالها و فيلمهايي هست كه ادعاي رئاليست بودن و واقع گرايي را دارند.

اين مساله در متون غير شعري هم صادق هست؛ به عنوان مثال در يك فيلم داستاني با مضموني اجتماعي از زبان يك كاراكتر ميشنويم كه: "تنها پنج سالم بود كه يك روز سقف خونمون پايين اومد؛ جنگ شروع شده بود!" يعني سطح داستاني و رمانيزه بودن اين ديالوگ در آن حد است كه آدم تا ويرگولها و نقطه ويرگولهايش را هم ميتواند حدس بزند! در حالي كه قالب  زبان گفتاري چيزي جدا از زبان نوشتاري است  و عدم توجه به اين موضوع جز دور كردن بيننده از حس ديدن يك جريان واقعي نتيجه ديگري در بر ندارد.
و يا در يكي از سريالهايي كه هم اكنون هم در حال پخش است ديالوگي با اين مضمون ميشنويم: "صداي ساعت هنوز توي سرمه....:تيك تاك تيك تاك!" چنين جمله بندي كاملا مناسب القاي حس يك قصه و رمان و شرح حال هست تا يك سريال با مضمون مشكلات مردم و اجتماع! ضمن ابنكه اداي چنين ديالوگهايي بطوري كه بيننده چندان متوجه مصنوعي بودن و "نوشتاري" بودن مطلب نشود نياز به فن بيان و هنرمندي بازيگر است كه اغلب از خيلي از بازيگرهاي ما چنين كاري برنمي آيد!

اميد كه كارگردانان و فيلمنامه نويسان ما توجه بيشتري به اين مطلب داشته باشند و ديالوگ بازيگران و روند يك فيلم يا سريال را با قالب گاهاْ فانتزي گونه يك كتاب داستان اشتباه نگيرند!

 

نوشته شده توسط علیرضا  | لینک ثابت |

 

گاهي اوقات تعجب ميكنم، از اينكه چطور ما ايرانيها شيفته خودزني هستيم، چقدر خوشمان مي آيد بر عليه خودمان مدرك جمع كنيم و به ساز كساني برقصيم كه اگر به ما و كشورمان دست پيدا كنند خشك و تر و چپ و راستمان رو با هم ميسوزانند و هماني را به كار مينهند كه كشورمان را فقط شعبه اي كند از كشور خودشان.

وبلاگهاي زيادي هستند، كه خط بين خوب و بد و "هميشه بر حق" و "هميشه بر ناحق" چشم بسته در مطالب آنها روشن است. بر اساس اين وبلاگ ها تمام دست اندركاران و دولتي ها و غير دولتي هاي ايراني نادرست حرف ميزنند، مافيا دارند، دستشان به خون همه آلوده ست، جنگ طلب هستند و ضد حقوق انساني و قس علي هذا. اما آنطرفي ها، همانهايي كه مرغشان هميشه از غاز هم بهتر است، هميشه بر حقند، هر حرفي كه ميزنند از روي حساب است، هر كاري انجام بدهند اگر در ظاهر درست باشد كه فبهاالمراد، اگر در ظاهر هم كار نادرستي باشد حتما حكمتي در ميان است و همانطور كه در مغازه ها ميبينيم "حق هميشه با مشتري است" با يك تكان كوچك ميتوان قانون اين وبلاگها و سايتها را دريافت:"حق هميشه با آمريكا و اسرائيل است!"

وبلاگ فهم يكي از اين نوع وبلاگهاست، در اين وبلاگ ايران بر طبق مداركي كه آمريكايي ها ميگويند و هميشه هم در ابهام است(!) پس به حتم!! در حال ساخت تسليحات نظامي و اتمي است، اما اسرائيلي كه خود رئيس جمهور محترمش به داشتن ۲۰۰ كلاهك هسته اي اعتراف كرده است و آژانس را هم از انجام هرگونه بازرسي هسته اي منع ميكند تسليحات خطرناك آنچناني ندارد و كاملا پاك و طاهر است و اصلا بحث در مورد آن بي مورد است!! نقلي از اين وبلاگ رو بخونيد:

هنوز تاييد نشده است که اسرائيل دارای تسليحات اتمی است و آنچه در اين زمينه گفته می‌شود، برآوردهايی است که وجود دارد. (!!)

من نميدانم چطور كسي كه اطلاعات و اسناد هميشه در ابهام را براي فتوا دادن به اينكه "ايران حتما در حال ساخت تسليحات اتمي است!" كافي ميداند ولي اعتراف رئيس جمهور يك كشور را مبني بر داشتن كلاهك هسته اي، و يا اجازه ندادن اين كشور را براي بازرسي پايگاههاي اتمي اش براي متهم كردن به اينكه اسرائيل داراي تسليحات اتمي است ناكافي ميداند!! خنده دار نيست؟ اين همه تلاش براي پاك كردن خرابكاري ها و بي قانوني هاي يك كشور و برعكس، بزرگنمايي كوچكترين مسائل و نظردهي هاي بي منطق ساير كشورها در مورد ايران براي چيست؟

در كنفرانس بحرين كه يكي از خبرنگاران از گيتس (معاون وزير دفاع آمريكا)  سوالي با اين مضمون پرسيده بود كه آيا او آنقدر كه نگران تحركات ايران براي منطقه است نگران خطرات اسرائيل هم هست؟ كه البته همانطور كه پيش بيني ميشد جناب معاون جواب كاملا مبهمي داد كه البته با توجه به اينكه آمريكا و اسرائيل دو متحد قسم خورده هستند و طبعا از همه چيز هم ديگر خبر دارند اينطور نظر دهي مبهم و بي اطلاعانه!! جاي تفكر و تامل دارد! انگار من كسي راكه با چماق بالاي سر شما ايستاده و آماده زدن است آدم بيخطري ميدانم و به شما ميگويم: اونو ولش كن، خطر واقعي وقتيه كه ميخواي از خيابون رد شي، ممكنه كه ماشيني زياد خورده باشه و بياد تو رو زير بگيره!!

حالا شما اينها رو داشته باشيد، اين وبلاگ مورد بحث ما را هم داشته باشيد كه سعي كرده با انواع بالا پايين رفتن ها و آموزش زبان محاوره و مصدر و فعل و ...! نشان دهد كه آقاي معاون نگفته است: "نه! خطري نيست!" بلكه گفته است: "نميخواهم در اين مورد صحبت كنم!"  در مورد عذر بدتر از گناه چيزي تا حالا شنيديد؟؟

حالا خنده دار تر اين است كه اين وبلاگ يك يك پست كامل خودش را اختصاص داده به اينكه: در گزارش آژانس گفته نشده كه ساخت تسليحات متوقف شده است، بلكه گفته شده كه اين پروسس ها ايستانده شده اند! خب حالا گيريم كه ايستانده شده؛ به نظر شما در اصل مطلب چه قدر فرق كرد؟ تنها در اين حد كه امريكايي ها بيه خودشان بگيرند و بگويند: اين ما بوديم كه ايستانديم نه خود ايران! خب يه كف مرتب براي دروغي كه روي يك دروغ ديگر گفته شده است! خدا وكيلي اگه اين وبلاگ اين چرت و پرتهاي دستمال كشاني رو نمينوشت در قعر چاه طلمت و ناداني فرو افتاده بوديم!

يك نكته رو هم آخر متذكر شوم!: در شرايطي كه چهار طرف ايران در بحران است، امريكا در تمام كشورهاي همسايه پايگاه نظامي دارد و هر كدام را به بهانه اي در دستش گرفته است (همان بهانه هايي كه اكون امثال اين وبلاگ كوركورانه و شايد هم غرضورزانه به آن دامن ميزنند) و نقش حياتي و جغرافيايي منطقه در دست ايران است، اين نهايت ساده لوحي است كه بگوييم ايران ما بايد مثل يك گربه ملوس بنشيند و خرامان فقط در پي جلب رضايت همسايگان محترم و ايضا شيريني گذار دهان امريكا و اسرائيل باشد و دم هم از تسليحات و دفاع نزند. اصلا ايران تسليحات را ميخواد چيكار؟! حالا به طور اتفاقي چهار طرف كشورمان در حال بحران و پر از پايگاههاي نظامي دشمن است، لزومي ندارد كه ما به فكر دفاع و تسليحات آنچناني باشيم!!

رجوع به گفتار اول نوشته. واقعا خودزني بعضي از ما ايرانيها بسي جاي تعجب و تاسف دارد!

 

نوشته شده توسط علیرضا  | لینک ثابت |

رابطه حقوق بشر با سياه نمايي! پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 3:48

شايد تمام مطالب اين وبلاگ سياسي نباشد، ولي چه خوب است كه يك موضوع سياسي رو حسن مطلع مطالب و وقايع اين وبلاگ قرار بديم! چرايش باشد براي بعد!

آيا تا كنون متوجه شديد كه در طي سالهاي اخير بيشترين مقادير اطلاعيه هاي حقوق بشري مرتبط با كشورمان، يعني ايران است؟ احتمالا خيلي ها اين را تصديق ميكنند و خيلي هاي ديگر هم داغ دلشان براي وضع حقوق بشر در ايران تازه ميشود؛ بسيار خوب، موافقيد نگاهي به كشورها و كشورهاي صادر كننده بيانيه هاي رنگ و وارنگ حقوق بشر كه نگراني از سرو رويشان ميبارد بياندازيم؟‌

احتمالا اسم سازمان ديده‌بان حقوق بشر را زياد شنيده ايد. آنقدر كه وقتي اسمش رو ميشنويم ناخودگاه ياد دو كلمه حقوق بشر و ايران مي افتيم. چرا اين كلمات اينقدر با هم چفت هستند؟ دليلش واضح است. تا بخواهيد اعلاميه هاي كوتاه و بلند اين سازمان در مورد وضعيت وخيم حقوق بشر در ايران وجود دارد.

شايد خوب باشد نگاهي به وظايف اين سازمان بكنيد؟ خب! بكنيد.

خونديد؟ خب. يك سوال.

مگر نظارت و "ديده باني" مساوي بين تمام كشورها از وظايف اين سازمان نيست؟ مگر ميانجي گري در جنگها جزو وظايف اصلي اين سازمان نيست؟ پس چرا آنقدر كه ما اسم كشورمان را در اعلاميه هاي اين سازمان ميبينيم اسم كشورهاي عرب - كه تازه در چند سال اخير اجازه رانندگي به زنان خودشان را داده اند و از اينكه يك زن در مجلسشان حضور پيدا ميكند شاخهايمان سبز ميشود - در اعلاميه هاي اين سازمان اينقدر كمرنگ است؟ چرا كسي از زندانها و شكنجه گاههاي زيرزميني آمريكا در كشور خودش و شعبه هايش در كشورهاي اروپايي حرفي به ميان نميآورد؟ چرا هنگامي كه كشوري در عوض گروگان گرفته شدن دو سربازش مردم كشور ديگري را با پيشرفته ترين سلاحها  به خون ميكشد صدايي از اين ديده بان محترم در نمي آيد؟

احتمالا اسم سازمان خبرنگاران بدون مرز را شنيده ايد. سازماني كه اگر حال يكي از خبرنگارانمان هم به هم بخورد آنرا به گردن وضعيت حقوق بشر ايران مي اندازد. خب. شايد زيادي نگران حال عمومي  خبرنگاران ما هستند. دمشان گرم. در جنگ عراق ركورد لت و پار شدن خبرنگاران در يك جنگ شكسته شد. به نظر شما واكنش اين سازمان چه بود؟‌ تنها ارائه عدد و رقم همراه مقاديري اظهار تاسف،  بدون هيچ بند و تبصره الزام آوري براي توقف و يا حتي تندي به طرفين جنگ. نتيجه زود رس!: ميدانيد چرا؟ چون دست آقا بالاسر ها در ميان است، آق بالاسرهايي كه اگر سازمان دست از پا خطا كند و به ضررشان حرفي بزند معلوم نيست سرنوشتش چه خواهد شد! اسم آق بالاسرها را ميخواهيد؟ خب واضح است. اسرائيل و آمريكا(۱) . متوجه هستيد كه اين همان سازماني است كه براي تغيير قوانين داخلي كشور ما حكم و قانون و فتوا صادر ميكند.

دوستان عزيز وبلاگ نويس و سايت نويس كه به گزارش اين سازمانها استناد ميكنيد. به اعداد و ارقام اين سازمانها به عنوان يك منبع معتبر اعتباري نيست. حتي به اعتراضات و بيانيه هايشان هم . اگر كارتان هدفمند است و غرضورضانه، حرفي نيست. در اين حالت حتي بچه همسايه هم اگر خبرش موافق بادتان باشد ميتواند برايتان يك منبع موثق باشد. ولي اگر دنبال واقعيت هستيد مطمئن باشيد هيچ كدام از اين سازمانها خير من و شما رو نميخواهند؛ كه اگر ميخواستند، با آنهاييكه براي پناه آوردن و فرار از ايران و دوستي با آنها به نزدشان پناه ميبرند مثل حيوان رفتار نميكردند، به پايش غل و زنجير نميزدند و اثر انگشت يادگاري نميگرفتند. اينها اگر ديده بان شر براي ما نباشند، ديده بان خير نخواهند بود. چرا كه زورشان نميرسد حتي به صورت نمايشي هم وظايف خودشان را در كشور خودشان انجام بدهند چه برسد به كشور ما!

"بنابر اعلام دیده بان حقوق بشر وزارت امنیت داخلی آمریكا نه تنها داروهای مناسبی برای پیشگیری از ایدز در اختیار مهاجران غیرقانونی قرار نمی دهد بلكه با وجود انتقال آنها به مراكز نگهداری توجهی به ادامه مراقبت های پزشكی از آنها ندارد.

دیده بان حقوق بشر افزود : هدف از انتشار این گزارش ترغیب دولت آمریكا به بهبود روند شناسایی و درمان مهاجران بازداشتی در مراكز دولتی و خصوصی است بنابراین گزارش نزدیك به 30 هزار نفر در این مراكز نگهداری می شوند.

این در حالی است كه ویرجینیاكیس ، سخنگوی اداره مهاجرت و گمركات آمریكا با رد گزارش دیده بان حقوق بشر گفت : مراقبت از وضع جسمانی و رفاهی افراد بازداشتی در مراكز مهاجران غیرقانونی یكی از اولویت های ماست.

چندی پیش مهاجری غیرقانونی به نام ویكتورآره لا نو كه مبتلا به ایدز بود در یك مركز نگهداری مهاجران در ایالت كالیفرنیا به علت كوتاهی مسئولان درگذشت.
"

-----------------------

(۱) اسرائيل را جلوتر نوشتم، چون احتمالا بدون وجود اسرائيل و مافياي پرنفوذش، وجود امريكا معني خاصي ندارد!

 

نوشته شده توسط علیرضا  | لینک ثابت |

سرآغاز! پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 2:59
حرفي نيست....! گفتني هاي پشت و رويي رو به تدريج خواهيم ديد!

 

 

نوشته شده توسط علیرضا  | لینک ثابت |